طی سالیان اخیر حضور چهرهایی ثابت در عرصه های مدیریتی و فنی کاراته ابهامات فراوانی را موجب شده است!
به گزارش پرشین کاراته نیوز ، با بررسی
نفرات و اشخاصی که طی سالیان اخیر در عرصه های مختلف تشکیلاتی و فنی
فدراسیون کاراته حضور داشته اند پی به مسائل قابل توجهی خواهیم برد.
به عنوان مثال حضور چهره هایی مانند ناظریان و آشوری در کاراته ایران چه توجیهی دارد؟
محسن آشوری با پست مدیریت روابط عمومی
وارد فدراسیون کاراته شد و بعد به سمت دبیری فدراسیون رسید.آشوری سالیان
متمادی و در زمان روسایی مانند ناظریان ، سمندر ، کتیرایی و… سمت دبیری را
در اختیار داشت. او اکنون نیز با همین سمت در فدراسیون فرجی حضوری فعال و
اکتیو دارد.ناگفته نماند در مسابقات جهانی۲۰۰۸ ژاپن عملکرد مدیریتی ضعیف
آشوری در کسب آن نتایج نازل و نا مطلوب غیر قابل انکار است.
حبیب الله ناظریان که قریب به ۱۵ سال سمت
ریاست فدراسیون کاراته را در اختیار داشت بعد از کنار رفتن از این سمت
ارتباطش با فدراسیون کاراته قطع نشد . او در زمان سمندر به عنوان کارشناس
خبره منصوب شد.البته شاید در زمان ریاست کتیرایی و سرپرستی آهی قدری نقش
ناظریان کمرنگ شداما او در زمان ریاست پناهی به عنوان مشاور عالی فدراسیون
در سفرها حضوری فعالانه داشت. البته ناظریان در زمان ریاست فرجی بیش از پیش
به حضور در عرصه ی فنی کاراته علاقه نشان داد. او با در اختیار گرفتن پست
مدیریت فنی تیم ملی کاراته بزرگسالان ، به عنوان مرد همه کاره ی تیم ملی ،
تمامی تحرکات در این تیم ، از انتخاب مربیان تا تمرینات ملی پوشان را زیر
نظر دارد. لازم به ذکر است ناظریان در تیم ملی بزرگسالان تمامی وظایف
سرمربی تیم ملی را بر عهده گرفته است. حضور دو مربی در تیم ملی و خالی بودن
پست سرمربیگری در این تیم خود دلیلی بر این مدعاست.
همگان می دانند در قریب به ۱۵ سالی که
ناظریان در فدراسیون کاراته به عنوان مرد شماره یک حضور داشت تنها یک مدال
طلای جهانی به دست آمد که به هیچ عنوان نمی تواند قابل دفاع باشد.
در عرصه ی مربیگری تیم ملی نیز حضور
نفراتی تکراری و همیشگی که بعضا وابستگیشان به اشخاصی مانند آشوری و
ناظریان بر کسی پوشیده نیست جایای ابهام فراوان دارد.غلامرضا دباغیان ، حسن
شاطرزاده، مسعود رهنما، شهاب سلطانی ، علیرضا کتیرایی و….مربیانی هستند که
طی سالیان اخیر حضوری ثابت در کادر های مختلف تیم ملی را دارند.
البته هرچند برخی از این مربیان به دلیل
تربیت شاگردان قهرمان حضورشان در تیم ملی جای توجیه دارد ولی بی تردید حضور
برخی دیگر شائبه های فراوانی را موجب شده است.
چرا طی سالیان اخیر فقط عده ای محدود و
معدود در عرصه های مدیریتی و فنی کاراته حضور دارند؟ چرا در فدراسیون
کاراته در پیش روی نفرات نخبه ، تحصیل کرده و شایسته ، تابلوی ورود ممنوع
قرار می گیرد اما عده ای امتحان پس داده حتی به زعم شکست و ناکامی همیشه
حضوری پررنگ دارند؟چرا حضور در فدراسیون کاراته برای قهرمانانی مانند جاسم
ویشگاهی زود است اما نورچشمی هایی مانند حسن شاطرزاده که یک صدم افتخارات
کاراته کاهایی مانند ویشگاهی را ندارد هم در عرصه های مربیگری ملی حضور
دارند و هم در عرصه های مدیریتی ؟
کاراته برای پیشرفت و رسیدن به موفقیت
احتیاج به مدیران جوان با اندیشه هایی بکر و بدیع دارد والا با حضور همین
نفرات همیشگی و چهره های تکراری در بر روی همان پاشنه ی سابق خواهد چرخید و
دور تسلسل کاراته همانند آنچه در گذشته اتفاق افتاد ادامه خواهد یافت.
«کدخبر۳۹-۱۲۸-۱۳۹۱»